آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است.
امشب شب 19 ام ماه رمضانه، یکی از سه شب احتمالی قدر. خدایا الان تقریبا 5 ماه از لاپاروسکوپیم گذشته و هنوز اتفاقی که میخواستم نیفتاده. خیلی عجیبه لوله هام بازه و مشکل تنبلی هم ندارم، ظاهرا همه چی درسته ولی یه چیزی این وسط درست نیست که اتفاقی نمیفته. چند ماهه که تحت نظر دکتر کمالی نژاد هستم، خیلی امیدواره و میگه درست میشه، اما ... این دو ماه آخر پیش دکتر خودمم هم نرفتم و فقط دستورات طب قدیم رو دارم اجرا میکنم. میدونم که اگه خدا بخواد در کسری از ثانیه معجزه ای رخ میده ولی هنوز انگار وقتش نرسیده.گله ای از خدا ندارم، خدا همیشه به من لطف کرده و همه چیز به من داده فقط کمی با تاخیر، وقتی داده که بیشتر قدرشو میدونستم بیشتر میفهمیدم.
خدایا فکر نمی کنی وقتش باشه که به من دو تا کوچولوی ناز و مهربون بدی، دو تا فرشته عزیز که سالم و صالح و خوش قدم و خوش روزی و عاقبت به خیر باشن، یه دختر مهربون و یه پسر شوخ طبع؟ فکر کنم الان با نزدیک 35 سال سن دیگه وقتش رسیده باشه، هرچند توخدایی و بهتر میدونی کی وقتش میرسه. من همچنان منتظر لطف تو می مونم.
خدای خوبیها، لطفا پدر و مادر مهربون من و همه پدر و مادرهای خوب دیگه رو در پناه خودت حفظ کن بهشون سلامت بده.