لاپاروسکوپی با دکتر اقصی
بالاخره قرار شد لاپاروسکوپی کنم! فردا وقت عمل دارم. بیمارستان دی. قراره فردا 6 صبح اونجا باشیم. دکتر اقصی عملم می کنه. به مامان اینا نگفتم. به رئیسم گفتم که عمل دارم. و رئیس مستقیمم که خانومه اینقدر سوال کرد که بالاخره فهمید قضیه چیه! هم اتاقیم هم از صحبتهای اون فهمید و لو رفتم. باورش نمی شد اینقدر تودار باشم! هر هفته چهارشنبه ها با برادر شوهرها می رفتیم خونه مادر شوهرم این هفته خدا رو شکر یکیشون نمی تونست بیاد و ما دیشب رفتیم و به مادرشوهرم سر زدیم و اونام قراره فردا شب برن خونش. به مامان و مادرشوهرم هم گفتیم که ما عروسی دعوتیم. هنوز به خواهرم نگفتم. علی می گه لازم نیست اونم خودش درگیره و هزارتا کار داره و من خودم هستم. ولی حالا شاید بهش بگم بیاد. خواهرم پارسال به خاطر سقط مشکل داری که داشت لاپاروسکوپی کرده بود که البته موفقیت آمیز نبود. منم برای همین یه کم استرس دارم. هرچند چند وقت پیش یه خواب خوبی در این مورد دیدم، خواب دیدم در واقع احساس کردم توی خواب (یه جور شهود کردم شاید) که تمام مریضهایی که پیش دکتر اقصی لاپاروسکوپی می کردن عملشون موفقیت آمیز بود و همه خوب شده بودن. امیدوارم برای منم همین قضیه صادق باشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 15:38 توسط شیدا
|